آرشيو فروردین, ۱۳۸۹
Vahid Rahmanian
فروردین ۲۷, ۱۳۸۹
۷ سال پیش این شعر که متن آهنگ “پژواکها” از گروه پینک فلوید است را ترجمه کردم و حالا هم اینجا میگذارمش. با همان مقدمهای که همان موقع نوشتم:
به عنوان مقدمه: پژواکها به نظرم شاعرانهترین شعر گروه مورد علاقهام یعنی پینک فلوید است. آنقدر شاعرانه که دلم میخواهد خودم ترجمهاش کنم تا توی این دفتر [...]
Vahid Rahmanian
فروردین ۲۶, ۱۳۸۹
میگن دخترهای ایرانی زیباترین هستن، هوم… خب شاید راست بگن اما باید دید دخترای ایرانی بدون وسایل آرایش فرانسوی و علم جراحی آمریکایی و لباسهای چینی / اروپایی باز هم زیباترین هستن؟ یا مثل زنان عهد قاجار میشن؟
Vahid Rahmanian
فروردین ۲۳, ۱۳۸۹
کسی بازی فیفا ۹۴ را بازی کرده؟ کسی آن را یادش هست؟ کسی بازی علاالدین را از روی ۵تا فلاپی کپی کرده؟ کسی از کیفیت پرینس دو (در مقایسه با پرینس یک) شگفتزده شده؟ کسی ولفاشتاین تریدی را بازی کرده؟ کسی نوستالژی اینها را دارد؟
Vahid Rahmanian
فروردین ۲۲, ۱۳۸۹
یه دختری بود که اسمش… هوم خب چه فرقی میکنه که اسمش چی بود؟ پریسا، مریم، نازنین، کیانا، آزاده یا هر اسم دیگهای… این مهرنوش خانم ما یه عروسکی داشت که اسمش نورا بود. شیوا نورا رو خیلی دوست داشت، خیلی خیلی، عروسک قشنگی نبود، از اینایی بود که با پارچه درست کرده بودن و [...]
Vahid Rahmanian
فروردین ۲۲, ۱۳۸۹
حقه زنده موندن نفس کشیدنه، پس تا میتونی نفس بکش، وگرنه میمیری.
Vahid Rahmanian
فروردین ۲۱, ۱۳۸۹
از آسمان قبر میبارد و من سرم درد میکند
چرا که یک قبر صاف تو سر من خورده و سرم شکسته
از آسمان قبر میبارد و تو دیگر نیستی
چرا که زیر بارش قبرها له شدی
از آسمان قبر میبارد و من با خودم فکر میکنم
آیا نمیشد یک چیز سبکتر و کوچکتر و راحتتر ببارد؟
مثل برف یا باران؟
از آسمان [...]
Vahid Rahmanian
فروردین ۲, ۱۳۸۹
یک روز قبل از عید، یا شایدم دو روز قبل از عید، یادم نیست دقیق، خلاصه یکی دو روز قبل از عید زنگ زدم به یک دوست، شمارهاش رو توی موبایلم نداشتم و از توی دفتر تلفن شمارهاش را گرفتم، حواسم نبود و اشتباهی یک را دو زدم، شماره دیگری را اشتباهی گرفتم، آقایی برداشت [...]