خوشبینی
خرداد ۱۴, ۱۳۸۹خوشبینی یعنی چی؟ یعنی اینکه اگر داشتی توی خیابان راه میرفتی و یک گنجشک ریقو رید روی سرت، اصلاً ناراحت نشوی؛ بلکه آن کله سیاه پر شورهات را بالا بگیری و بگویی خدا را شکر که گاوها پرواز نمیکنند.
با این حساب من اصلا آدم خوشبینی نیستم… چون انتظار ندارم گاوها پرواز کنند و از پرواز نکردنشان هم خوشحال نمیشوم. اگر دنیا جوری بود که گاوها پرواز میکردند میگفتم تف تو این دنیا… چون در آن صورت اگر یک گاو از آن بالا میرید روی سرم باید اصلاً ناراحت نمیشدم و میگفتم خدا را شکر که فیلها پرواز نمیکنند، و اگر فیلها پرواز میکردند باید میگفتم خدا را شکر که نهنگها پرواز نمیکنند.
آره با این حساب من اصلاً آدم خوشبینی نیستم… چون اگر یک گنجشک فسقلی از آن بالا رید روی سرم، من سرم را بالا میگیرم و میگویم «آخه ریقوی نامرد. اینهمه جا تو باید زرتی بیایی بالا سر من؟ شانسه که ما داریم؟ حالا سی ثانیه خودت رو نگه میداشتی، چی میشد؟ ریقو» البته میدانم که آن اصلاً این حرف حالیاش نمیشود و همان لحظهای که کارش را کرد برای خودش پرواز میکند و میرود پی زندگیاش.
