جام‌جهانی

Vahid Rahmanian خرداد ۱۹, ۱۳۸۹

اولین جام‌جهانی‌ای که به یاد دارم جام جهانی نود بود. ایران در آن جام غایب بود، ایران در بازی‌های مقدماتی و در همان دور اول حذف شده لود، با وجود برد مقابل تایلند و بنگلادش مقابل چین باخت و در بازی آخر با وجود بر سه بر دو به دلیل تفاضل گل کم‌تر حذف شد. در مرحله بعد کره و امارات به عنوان نمایندگان آسیا بالا رفتند. در جام جهانی ایتالیا آلمان قهرمان شد،بعد از شانزده سال و بعد از دوبار نایب قهرمانی پیاپی. هم‌زمان با جام‌جهانی زلزله رودبار هزاران نفر را کشت، مارادونا گریان بازی‌ها را ترک کرد. آن‌موقع‌ها من خیلی بچه و کم سن و سال بودم و به درستی از چند و چون جام‌جهانی و تیم‌های شرکت کننده و.. اطلاع نداشتم. اما قهرمانی آلمان و ناراحتی طرفداران آرژانیتن را خوب به یاد دارم. بعدها وقتی بزرگ‌تر شدم فهمیدم آرژانتین چهار سال قبل قهرمان جام‌جهانی شده بود و اگر هم قهرمان نمی‌شد احتمالاً خیلی هم ناراحت‌کننده نبود. اما آلمان شرقی و غربی تازه متحد شده بودند و دیوار برلین فرو ریخته بود و هزاران آلمانی از شر کمونیسم خلاص شده بودند و قهرمانی در جام‌جهانی دقیقاً همان چیزی بود که این ملت برای تولدی دوباره نیاز داشت. جام‌جهانی نود ایتالیا خاطرات دیگری هم داشت، بازی آلمان و هلند در مرحله یک هشتم نهایی که در سن‌سیرو میلانو برگزار می‌شد و سه بازیکن اصلی تیم ملی آلمان (ماتئوس، کلینزمن و برمه) بازی‌کنان تیم اینترناسیوناله بودند و در طرف مقابل گولیت، ریکارد و کومان سه بازی‌کن اصلی هلند بودند که برای تیم میلان بازی می‌کردند. آن بازی را آلمان‌ها بردند و رودی فولر و فرانک ریکارد (که بعدها هر دو سرمربی‌های تیم کشورشانن هم شدند) اخراج شدند. آرژانتین مدافع عنوان قهرمانی با لشکری از ستاره‌ها وارد جام‌جهانی شدند اما در همان دیدار افتتاحیه مغلوب کامرون نه نفره شدند و به سختی به عنوان تیم سوم (در آن زمان جام جهانی با شرکت بیست و چهار تیم برگزار می‌شد و چهار تیم از شش تیم سوم گروه‌ها هم به دور بعد صعود می‌کردند). بازی‌های ضعیف آرژانتین در مراحل بعدی هم ادامه داشت و در بازی یک هشتم نهایی آرژانتین در حالی یک بر هیچ با گل دقایق پایانی کانی‌جیا برزیل را برد که برزیل تمام دقایق بازی سراپا حمله بود و به هیچ عنوان مستحق این شکست و حذف زودهنگام نبود. آرژانتین دو بازی بعدی خود را در ضربات پنالتی برد و در دیدار فینال مغلوب گل دقایق پایانی آلمان‌ها شد، گلی که از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید در حالی که درست لحظاتی قبل از آن هم‌چون صحنه‌ای برای آرژانتینی‌ها و در محوطه جریمه آلمان رخ داده بود ولی داور اعتقادی به پنالتی نداشت. کلمبیایی‌ها با رنه هیگوئیتا و لگد عقرب معروف‌ش چشم‌ها را خیره کردند اما خیلی زود توسط کامرون حذف شدند، کامرونی‌های‌ای با رژه میلا همگان را مبهوت کردند و در آستانه صعود به نیمه‌نهایی هم بودند که بی‌تجربگی کار دست‌شان داد و انگلیسی‌ها صعود کردند تا خود مغلوب آلمان قهرمان شوند.

جام جهانی بعدی برای من جام‌جهانی نود و چهار بود. جام‌جهانی‌ای که بازی‌های مقدماتی‌اش را خوب به یاد دارم. ایران در مرحله اول با میانمار، سوریه، تایوان و عمان هم‌گروه بود. میانمار از بازی‌ها انصراف داد و ایران با سه برد و سه تساوی به عنوان تیم اول از گروه خود صعود کرد و در دور دوم با پنج تیم دیگر آسیایی هم‌گروه شد. عابدزاده که دروازه‌بان اصلی تیم ملی بود مصدوم شده بود و غلام‌پور جایش را گرفته بود. غلام‌پوری که اصلاً آماده نبود و ظاهراً در اردوی ایران هم کسی به فکر آماده کردنش نبود. ایران در بازی‌ها یکی در میان بازی‌های خود را باخت و برد. اول به کره‌جنوبی باخت (سه بر هیچ با گل‌های مفتضحانه‌ای که غلام‌پور ناآماده خورد) و بعد ژاپن را برد، بعد به عراق باخت و بعد کره شمالی را برد و در بازی آخر چهار بر سه مغلوب عربستان شد. ایران تا آخرین دقایق چهار بر دو عقب بود و مهدی فنونی‌زاده از فاصله دور شوت سرکشی زد تا ایران با حداقل اختلاف ببازد. اما این گل هم سودی نداشت و ایران بین شش تیم پنجم شد تا ما مثل عاشقی که به عروسی معشوق‌اش دعوت شده باشد شاهد هنرنمایی عربستان و کره باشیم. این در حالی‌ست که در دیگر بازی روز آخر ژاپن در وقت‌های تلف شده از عراق گل مساوی را خورد و از حضور در جام‌جهانی محروم شد تا چهار سال بعد به عنوان میزبان اولین و تنها تیم تاریخ جام‌جهانی باشد که بدون حتی یک دقیقه حضور در جام‌جهانی میزبانی این جام را به دست آورده باشد. چهره‌ مبهوت و متحیر حاج‌رضایی و پروین و… را روی نیم‌کت ایران در آن بازی‌ها به خوبی به یاد دارم، بازی‌های که با افول خیلی بازی‌کن‌های قدیمی هم‌راه بود اما نام علی دایی ستاره سال‌های بعد فوتبال ایران همان موقع سر زبان‌ها افتاد.
خود جام‌جهانی اما چندان برایم خاطره‌ای ندارد. بازی‌ها اکثراً نیمه‌شب برگزار می‌شدند و تعدادی‌شان هم با امتحان‌های ثلث سوم آن موقع ما هم‌زمان بودند، خیلی کم بازی‌ها را دیدم و الان فکر می‌کنم هیچ‌چیز خاصی هم از دست ندادم چرا که کم‌تر بازی زیبا و خاطره‌انگیزی در آن جام‌جهانی انجام شد. بیش‌تر خاطرات هم برای من تلخ بودند، حذف زود هنگام تیم ملی محبوب من (آلمان) آن‌هم در مرحله یک چهارم نهایی در حال که در سه دوره گذشته آلمان همیشه یک‌پای فینال بوده، قتل آندرس اسکوبار مدافع تیم ملی کلمبیا نزدیک خانه‌اش (اسکوبار فقط بیست و هفت سال سن داشت) آن‌هم به خاطر یک گل به خودی‌ای که هواداران کلمبیا معتقد بودند باعث حذف زودهنگام کلمبیا شد، کلمبیای‌ای که هوادارنش منتظر قهرمانی‌اش بودند اما حتی از گروه‌اش هم نتوانست بالا بیاید، محرومیت مارادونا که باعث شد آرژانتین در همان مرحله یک هشتم نهایی حذف شود، آرژانتینی که باز هم با انبوهی از ستاره‌ها پا به میدان گذاشته بود ولی به زحمت و به عنوان تیم سوم از گروه خود صعود کرد. اما این جام‌جهانی فقط خاطرات تلخ نبود، درخشش آسیای‌ها که با صعود عربستان به دور بعد و تساوی کره با اسپانیا و بولیوی هم‌راه بود (حتم دارم اگر فوتبال به جای نود دقیقه صد دقیقه بود تیم جوان و پرطراوت کره لشکر پیرمردهای خسته آلمان را در گرمای دالاس تگزاس به زانو درمی‌آورد)، بازی‌ زیبای موطلایی‌های سوئدی و ستاره‌های رومانی و بلغارستان و در پایان نخستین جام‌جهانی‌ای که قهرمانش را با ضربات پنالتی شناخت و اشک‌های ستاره‌های ایتالیا.

جام‌جهانی بعدی جام‌جهانی نود و هشت فرانسه بود. جام‌جهانی‌ای که ایران را هم با خود داشت. بعد از بیست سال، ایرانی که با یک سفر به دور کره زمین و انجام دادن چندین بازی حذفی و اضافه و خون‌دل خوردن بسیار و حرص دادن هواداران‌اش (شکست دو در برابر قطر و باخت به ژاپن و تساوی‌ با عربستان و کویت در تهران و…)  و عوض کردن مربی بالاخره توانست در یک بازی حماسی و به یاد ماندنی استرالیا را حذف کند، استرالیای‌ای که البته باید به جام‌جهانی می‌رفت و آن‌که نباید می‌رفت عربستان بود. بعد از صعود هم ایران باز مربی‌اش را عوض کرد و بعدتر باز هم این‌کار را کرد و هوادارانش را باز هم حرص داد. مساوی با کویت در تهران و شکست برابر نیجریه و کرواسی و مجارستان (در تهران) و از همه بدتر شکست تحقیرآمیز برابر تیم آ.س. رم ایتالیا.
خود جام‌جهانی اما پر از خاطره و حاشیه و بازی‌های دوست‌داشتنی بود. به غیر از برد دل‌پذیر ایران برابر آمریکا (در حالی که آمریکا از ابتدای بازی سراپا حمله بود و چند بار توپ را به تیرک دروازه ایران زد)، بازی ایران یوگسلاوی هم بود که در ابتدای جام همه از هیبت تیم یوگسلاوی می‌گفتند اما بعدتر معلوم شد یوگسلاوی طبل توخالی‌ای بیش نبود و اگر تیم ایران کمی اعتماد به نفس داشت و اگر نکیسا در هنگام ضربه آزاد سینیشا میهایلوویچ در جای‌گیری اشتباه نمی‌کرد چه بسا که حتی ایران بازی را می‌توانست ببرد، البته باخت به آلمان کاملاً قابل‌انتظار بود، آن‌هم آلمانی که اگر بازی‌اش را نمی‌برد از گروه‌اش صعود نمی‌کرد.
سایر بازی‌های آن‌جام‌جهانی هم خاطره‌انگیز بودند، بازی افتتاحیه که از صمیم قلب دوست داشتم اسکاتلند برزیل را ببرد (اتفاقی که نیفتاد)، اشک‌های بازی‌کنان مراکش که بعد از برد سه بر هیچ برابر اسکاتلند در فکر صعود بودند اما با خبر شدند که نروژ برزیل را در آخرین دقایق با یک پنالتی مشکوک مغلوب کرده، حذف اسپانیا در همان دور اول، در حالی که با امیدواری فراوانی پای به فرانسه گذاشته بود، شکست‌های سنگین نمایندگان آسیا (پنج بر هیچ کره برابر هلند، چهار بر هیچ عربستان برابر فرانسه و پنج بر هیچ ژاپن برابر آرژانتین)، بازی‌های با طراوات تیم ملی انگلستان که در مرحله یک هشتم نهایی به سد آرژانتین خوردند و در حالی که ده نفره شده بودند (دیه‌گو سیمئونه با حرکتش موجبات اخراج دیوید بکهام را فراهم کرد) صد و بیست دقیقه مقاومت کردند و در پایان در ضربات پنالتی مغلوب آرژانتین شدند، آرژانتینی که در دور بعد هم باز توانست حریفش (هلند) را ده نفره کند اما این‌بار هلندی‌ها هم آرژانتین را ده نفره کردند و در دقایق پایانی دنیس برگ‌کمپ کار آرژانتین را تمام کرد تا آن‌ها باز هم دست خالی به خانه برگدند، بازی‌های زیبای دانمارک که نیجریه را چهار بر هیچ مغلوب کرد و در برابر برزیل هم بازی خوبی انجام داد، شکست مفتضحانه آلمان برابر کرواسی که باعث نزول تیم ملی آلمان شد (نزولی که به نظر من با وجود دو نایب قهرمانی در جهان و اروپا هنوز هم ادامه دارد)، مقاومت صد و شانزده دقیقه‌ای پاراگوئه برابر فرانسه و در پایان قهرمانی فرانسه که بعد از انگلستان (در جام جهانی شصت و شش) تنها کشور غیر از برزیل٬ ایتالیا، آلمان، آرژانتین و اروگوئه بود که قهرمان شد (اگر دو قهرمانی اروگوئه در جام‌های‌جهانی سی و پنجاه را کنار بگذاریم قهرمانی هم‌واره بین چهار کشور برزیل، ایتالیا، آلمان و آرژانتین دست به دست شده به جر دو دوره شصت و شش و نود و هشت).

جام‌جهانی دو هزار و دو کره و ژاپن جام‌جهانی بعدی‌ست، جامی که باز هم ایران در آن غایب بود، ایرانی که نتوانست از پس بحرین بربیاید و بعد از پیروزی مقابل امارات مجبور شد در دو دیدار رفت و برگشت به مقابل ایرلند برود. خوب یادم هست که وقتی ایران بازی برگشت را یک بر هیچ برد و به خاطر شکست دو بر هیچ در بازی رفت حذف شد، گوینده اخبار ورزشی شبکه سه آن‌چنان گفت که ایران اولین شکست (بعد از نمی‌دانم چند بازی) را به ایرلند تحمیل کرده که انگار ایران قهرمان جام‌جهانی شده.
جام‌جهانی دو هزار و دو جام‌جهانی مزخرفی بود، به تمام‌معنا، هلند اصلاً صعود نکرده بود، در هنگام گروه‌بندی کره و ژاپن تیم‌های درجه یک شناخته شده بودند (در حالی که تا پیش از آن حتی یک بازی را در جام‌جهانی نبرده بودند) و بدین ترتیب انگلستان (با سابقه یک بار قهرمانی) و پرتغال، سوئد و کرواسی با سابقه حضور در نیمه‌نهایی تیم‌های درجه دو شده بودند، بسیاری از بازی‌ها در استادیوم‌های خالی از تماشاگر برگزار شدند، با وجود درخشش نسبی کره و ژاپن دو تیم دیگر آسیایی (عربستان و چین) بسیار ضعیف بودند و حتی نتوانستند یک گل به رقبای‌شان بزنند و همه بازی‌های‌شان را با اختلاف گل بالا باختند (از جمله شکست هشت بر هیچ عربستان برابر آلمان که فکر کنم سنگین‌ترین باخت تاریخ جام‌جهانی باشد)، ترکیه تیمی که بعد از چهل و هشت سال به جام جهانی رسیده بود با قرعه‌ای بسیار آسان یکی بعد از دیگری رقبای ضعیف خویش (کاستاریکا، چین، ژاپن، سنگال و کره‌) را از پیش‌روی برداشت و سوم شد و تنها دو بار در برابر برزیل بازی کرد و هر دوبار را هم باخت، آرژانتین با لشکر دیگری از ستاره‌ها (فکر می‌کنم آرژانتین آن‌قدر بازی‌کن خوب دارد که می‌تواند برای هر جام‌جهانی دو تیم کامل را روانه جام کند، اما همیشه خیلی ضعیف‌تر از حد انتظار ظاهر می‌شود) در همان دور اول و تنها با دو گل زده (و البته دو گل خورده) حذف شد، فرانسه که مدافع عنوان قهرمانی بود در همان دور اول بدون حتی یک گل زده و با دو باخت و یک مساوی به طرز حقیرانه‌ای حذف شد، کره به طرز ناجوان‌مردانه‌ای برابر اسپانیا پیروز شد، ایتالیا خیلی ابلهانه مغلوب کره شد و… اما این جام‌جهانی اندک خاطرات خوبی هم داشت، بازی‌های زیبای آمریکا که در حالی‌که دور قبل با سه باخت حذف شده بود این‌بار تا مرحله یک چهارم نهایی بالا آمد تا درس خوبی به مسئولان فدراسیون فوتبال ایران بدهد، برزیل در یک بازی به یاد ماندنی انگلستان را مغلوب کرد و آلمان بعد از سال‌ها دوباره به فینال رسید و البته مغلوب شد

جام‌جهانی بعدی جام‌جهانی دو هزار و شش آلمان بود. ایران این بار حاضر بود، این‌بار برخلاف همیشه نسبتاً بی‌دردسر صعود کرده بود، این‌بار هم قرعه نسبتاً آسانی داشت و این‌بار هم مثل جام نود و هشت با بازی‌های نسبتاً ضعیف در همان دور اول حدف شد، با تنها دو گل زده (که آن‌هم دو مدافع زدند) و شش گل خورده. بعد از جام‌جهانی هم رئیس احمق سازمان تربیت بدنی رئیس فدراسیون فوتبال را در حالی اخراج کرد که وی خودش قبلاً گفته بود بعد از جام‌جهانی استعفا می‌دهد، بدین ترتیب ایران برای ماه ها در محاق محرومیت و جریمه فرو رفت، فوتبال ایران افول کرد و تیم ملی ایران مرتباً مربی عوض کرد، در جام ملت‌های آسیا حذف شد، به جام جهانی دوهزار و ده نرسید، در رده بندی فیفا مرتباً پایین رفت و…
این جام‌جهانی اما کمی به‌تر از قبلی بود، دیگر تیم‌های آسیایی درجه یک شناخته نشدند، هلند در جام بود و با آرژانتین هم‌گروه بود و خیلی زود و راحت‌هم حذف شد، آرژانتین از گروه‌اش بالا آمد و… این جام بازی‌های خاطره‌انگیزی هم داشت، پرتغال قدرتمند انگلستان و هلند را حذف کرد، سوئیس بدون حتی یک گل خورده از جام کنار رفت، یوگسلاوی عملاً له شد، اوکراین در اولین حضورش در جام جهانی نمایش زیبایی داشت، استرالیا در حالی مغلوب ایتالیا شد که ضربه پنالتی‌ای که باعث گل برتری ایتالی و حذف استرالیا شد اصلاً درست نبود، فرانسه بر عکس دور قبل خوب بازی کرد و اسپانیا و برزیل را حذف کرد، انگلستان مثل همیشه (دو هزار و دو، نود هشت، نود و…) در ضربات پنالتی مغلوب شد، آرژانتین مثل همیشه ضعیف‌تر از چیزی که به نظر می‌رسید ظاهر شد و در ضربات پنالتی مغلوب آلمان شد، برای اولین بار بعد از جام هشتاد و دو هر چهار تیم حاضر در نیمه‌نهایی اروپایی بودند، بازی آلمان ایتالیا را خوب به یاد دارم که آلمان در آخرین دقایق وقت‌های اضافه مغلوب شد. در فینال سرنوشت بازهم به ضربات پنالتی سپرده شد و فرانسه باخت تا ایتالیا انتقام همه باخت‌های قبلی‌اش در مقابل فرانسه را یک‌جا بگیرد.

این جام‌جهانی که تا ساعاتی دیگر شروع می‌شود ششمین جام‌جهانی‌ای‌ست که من می‌بینم، نمی‌دانم کی قهرمان می‌شود، اما فکر می‌کنم این‌بار نوبت یک تیم از آمریکای جنوبی‌ست، آرژانتین یا برزیل، چرا که از جام شصت دو به این طرف قهرمانی یکی در میان به تیم‌های اروپایی و آمریکای جنوبی رسیده و این‌دوره نوبت آمریکای لاتین است. از صمیم قلب امیدوارم آرژانتین به سومین ستاره روی پیراهن‌اش برسد، شانسی برای تیم محبوبم (آلمان) متصور نیستم و بر خلاف همه هیاهوها بعید می‌دانم ایتالیا و اسپانیا به جایی برسند. پس می‌ماند آرژانتین و برزیل.

چند جام جهانی دیگر را خواهم دید؟ جام جهانی دوهزار و سی یا دوهزار و پنجاه را خواهم دید؟ بازی بازی‌کنانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند را خواهم دید؟ قهرمانی تیمی غیر از این قهرمان‌های همیشگی را خواهم دید؟ بازی فینالی خواهد بود که من از نزدیک و در خود ورزش‌گاه ببینمش؟ ایران را در مراحل حذفی خواهم دید؟ نمی‌دانم.

Tags: , , , , , , ,

ارسال نظر

Flickr Digg Yahoo! Technorati MySpace Delicious RSS