<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ وحید رحمانیان</title>
	<atom:link href="http://fa.vahidrahmanian.net/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://fa.vahidrahmanian.net</link>
	<description>در این مکان در مورد عکاسی و هم‌چنین چیزهای دیگر صبحت می‌شود</description>
	<lastBuildDate>Mon, 17 Jan 2011 19:51:13 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>فتوبلاگ</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/10/27/%d9%81%d8%aa%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/10/27/%d9%81%d8%aa%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 17 Jan 2011 18:56:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[تولید محتوا]]></category>
		<category><![CDATA[عکاسی]]></category>
		<category><![CDATA[فتوبلاگ]]></category>
		<category><![CDATA[لینک]]></category>
		<category><![CDATA[نوشته بلند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=252</guid>
		<description><![CDATA[فتوبلاگ
در این نوشتار سعی می‌شود توضیحاتی کوتاه و مختصر در مورد فتوبلاگ و فواید آن و نکاتی برای ایجاد یک فتوبلاگ، نحوه ایجاد فتوبلاگ، اداره‌کردن و به‌روزسازی آن داد.
نخست آن‌که وب‌لاگ یا بلاگ چیست؟ وب‌لاگ فضای‌ای مجازی بر روی شبکه جهانی اینترنت است که به نویسنده‌اش این امکان را می‌دهد که درباره هر آن‌چه که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فتوبلاگ</p>
<p>در این نوشتار سعی می‌شود توضیحاتی کوتاه و مختصر در مورد فتوبلاگ و فواید آن و نکاتی برای ایجاد یک فتوبلاگ، نحوه ایجاد فتوبلاگ، اداره‌کردن و به‌روزسازی آن داد.</p>
<p>نخست آن‌که وب‌لاگ یا بلاگ چیست؟ وب‌لاگ فضای‌ای مجازی بر روی شبکه جهانی اینترنت است که به نویسنده‌اش این امکان را می‌دهد که درباره هر آن‌چه که دوست دارد یا برایش مهم است بنویسد؛ از علائق شخصی و خاطرات روزانه تا نوشته‌های آموزشی در موارد مختلف و سفرنامه و بیانیه و&#8230; وب‌لاگ‌ها معمولاً بر اساس تاریخ نوشته‌ها به‌روز می‌شوند و نوشتارهای جدیدتر جای نوشتارهای قدیمی را می‌گیرند و قدیمی‌های به صفحات قبلی منتقل می‌شوند. واژه بلاگ نخستین بار توسط جاستین هال روزنامه‌نگار آمریکایی و اولین بلاگر استفاده شده (۱)، نخستین وب‌لاگ‌ها بسیار ساده و محدود بودند و وب‌لاگ‌های اولیه بیش‌تر چیزی شبیه یک دفتر خاطرات بودند که نویسندگان آن‌ها (عمدتاً به طور ناشناس) از خاطرات‌شان و چیزهای ساده و روزمره‌ای که در اطراف‌شان می‌گذشت می‌نوشتند، اما وب‌لاگ‌ها به سرعت گسترش پیدا کردند و کم‌کم وب‌لاگ‌نویسی جدی‌تر شد و نویسندگان با نام خویش شروع به نوشتن کردند، مطالب مهم‌تر و در حوزه تخصص‌شان نوشتند، صدا (پادکست) و تصویر (فتوبلاگ)ها هم به میدان آمدند و وب‌لاگ‌نویسی تبدیل به یکی از ملزومات دنیای مدرن گشت.</p>
<p>با این مقدمه به سراغ فتوبلاگ می‌رویم: فتوبلاگ چیست؟ با توضیحاتی که پیش‌تر آمد می‌توان گفت فتوبلاگ وب‌لاگی‌ست که به جای نوشتار بیش‌تر تکیه بر تصاویر دارد و صاحب بلاگ به جای نوشتن عکس‌هایی که گرفته را برای به اشتراک گذاشتن یا نشان دادن به دیگران (یا حتی به هر دلیل دیگری) در وب‌لاگ خویش قرار می‌دهد (۲). حال پرسش بعدی این است که اساساً چرا باید فتوبلاگ داشت و فواید آن چیست؟ می‌توان گفت این روزها با تولید و عرضه مدل‌های مختلف دوربین‌های دیجیتال، عکاسی بیش از پیش آسان و در دسترس شده و می‌توان با صرف هزینه‌های نه چندان گزافی دوربین خرید و به کمک آن عکس‌های خوبی گرفت، بسیاری هستنند که این‌چنین می‌کنند و عکس‌های فراوانی می‌گیرند اما مکانی برای عرضه هنر خویش ندارند، فتوبلاگ به‌ترین جا برای چنین افرادی‌ست تا بتوانند هنر خویش را به دیگران عرضه کنند، نمایش‌گاهی ارزان قیمت و آزاد بدون محدودیت زمانی و حتی امکانی برای فروش عکس. اما جز این می‌توان از فتوبلاگ استفاده‌ای تفننی هم کرد، هم‌چنین می‌توان از فتوبلاگ برای به اشتراک گذاشتن عکس‌ها با دوستان و خانواده استفاده کرد.</p>
<p>اما چگونه می‌توان صاحب فتوبلاگ شد؟ دو راه عمده برای این‌کار وجود دارد، نخست عضو شدن در سایت‌های میزبان فتوبلاگ و اشتراک عکس و دوم خرید دامنه و فضای شخصی. ام‌روزه سایت‌های بسیاری هستند که فتوبلاگ مجانی در اختیار کاربران خویش می‌گذارند، سایت‌های اشتراک عکس مثل فلیکر (۳)، پیکاسا (۴)، آمینوس‌تری (۵)، فتو دات نت (۶)، فتوبلاگ (۷) و&#8230; از جمله سایت‌های خارجی و وب‌فتو (۸) و عکاسی (۹) از جمله سایت‌های ایرانی هستند که فضای مجانی در اختیار کاربر خویش می‌گذارند. کاربر می‌تواند در این سایت‌ها عکس‌هایش را بارگذاری کند، عکس‌های دوستانش را ببیند و در موردشان نظر دهد، در صورت امکان عکس‌هاش را بفروشد (مثلاً سایت فلیکر به تازگی قراردادی با گتی ایمیجز امضا کرده و بر طبق آن به عکاسان این امکان را می‌دهد که عکس‌های‌شان را به گتی ایمیجز بفروشد (۱۰)). اما استفاده از این سایت‌ها با همه مزایا و نکات مثبت‌شان کم‌بودها و مشکلاتی نیز دارد، بیش‌تر این سایت‌ها تنها امکانات محدودی به صورت مجانی در اختیار کاربر خویش می‌گذارند و بسیاری از امکانات اصلی و مهم آن‌ها فقط بعد از پرداخت حق اشتراک در دسترس می‌شود (مثلاً سایت فتو دات نت که یکی از مهم‌ترین سایت‌های میزبان فتوبلاگ است به کاربرانش تنها اجازه بارگذاری پنج عدد عکس را به صورت مجانی می‌دهد و برای بارگذاری عکس‌های بیش‌تر باید حق اشتراک سالیانه پرداخت) و متاسفانه بیش‌تر کاربرهای ایرانی امکان پرداخت پول به صورت برخط را ندارند، دیگر آن‌که بیش‌تر این سایت‌ها امکان تغییر دادن ظاهر فتوبلاگ را به صاحب آن نمی‌دهند (مثلاً تمامی فتوبلاگ‌هایی که روی سایت فلیکر هستند ظاهر یک‌سانی دارند). هم‌چنین بسیاری امکانات این سایت‌ها هم‌چون ایجاد پوشه برای جدا کردن و مرتب کردن عکس‌ها، دیدن آمار روزانه و میزان بازدید عکس‌ها و&#8230; برای کاربران مجانی در دسترس نیست و فقط بعد از پرداخت حق اشتراک می‌توان این کارها را انجام داد. دیگر این‌که بسیاری از این سایت‌ها قوانین فراوان گاه سخت‌گیرانه‌ای (خصوصاً در مورد رعایت حق نشر) دارند که کاربر ملزم به رعایت کردن آن‌هاست و در صورت تخطی از آن‌ها با جرایمی مواجه می‌شود. بدین ترتیب در عین این‌که صاحب فتوبلاگ و عکس‌های خویش هست اما در عمل مجبور به پذیرفتن خواسته‌های سایت میزبان است که این باعث می‌شود در نهایت بیش‌تر سایت میزبان فتوبلاگ صاحب عکس‌ها باشد تا عکاس و حتی مدیران سایت با توجه به تغییر احتمالی سیاست‌های خویش عکس‌هایی را پاک کنند، به کاربری اخطار بدهند یا حتی حساب کاربری‌اش را پاک کنند (این مورد خصوصاً در مورد سایت‌های ایرانی که محدودیت‌های بیش‌تری دارند مصداق دارد). این‌ها بخشی از ایرادات سایت‌های میزبان فتوبلاگ‌ها بودند، اما اگر کاربری سایت شخصی خویش را راه‌اندازی کند می‌تواند فتوبلاگ خویش را آن‌گونه که مایل است بسازد، با ظاهر دل‌خواهش، می‌تواند بسیاری امکاناتی که یک سایت میزبان فتوبلاگ تنها در قبال پرداخت مبالغی در اختیارش می‌گذارد را مجانی فراهم کند و آزادی عمل بیش‌تری داشته باشد، بدین ترتیب که ابتدا یک دامنه با آدرس مورد نظر می‌خرد و سپس با انتخاب‌کردن میزبان مناسب و سفارش‌دادن فضا و پهنای باند کافی یک فتوبلاگ به راه بیندازد.</p>
<p>در ادامه سعی شده نکاتی گفته شود که در راه‌اندازی و اداره یک فتوبلاگ خوب کاربر را یاری دهد، باید توجه داشت که بسیاری از این نکات برای صاحب‌ان فتوبلاگ‌های شخصی کاربرد دارند اما بعضی‌های‌شان برای کاربرهایی که در سایت‌های اشتراک عکس عضو هستند هم کاربرد دارد:</p>
<p>۱) سعی کنید آدرس و نام سایت‌تان اسم خودتان باشد، بسیاری آدرس‌ها و اسم‌های نامأنوس را برای فتوبلاگ خویش انتخاب می‌کنند که این کار چندان درستی نیست، اگر قصد دارید عکاسی را جدی بگیرید به‌ترین کار عرضه کردن هنرتان به نام شخص خودتان است.</p>
<p>۲) در ابتدای کار چندان نیازی نیست که فضای بسیار بزرگی بخرید یا پهنای باند ماهانه زیادی به خود اختصاص دهید، این امر تنها باعث صرف هزینه بیش‌تر می‌شود، حال آن‌که در آغاز کار فتوبلاگ شما چندان شناخته شده نیست و خوانندگان و بینندگان زیادی ندارد، اما در ادامه کار تعداد عکس‌های‌تان و بالطبع خوانندگان‌تان بیش‌تر خواهد شد، پس می‌توانید در آغاز کار با صرف هزینه‌ای کم فضای کمی بخرید و در ادامه فضای بیش‌تری سفارش دهید.</p>
<p>۳) برنامه‌های بسیاری برای ساخت فتوبلاگ هستند که می‌توانید آن‌ها را از بارگذاری کنید و روی فضای خودتان نصب کنید؛ برنامه‌هایی هم‌چون وردپرس (۱۱)، پیکسل‌پست (۱۲)، موویبل‌تایپ (۱۳) و&#8230; در حال حاضر به نظر می‌رسد مناسب‌ترین انتخاب وردپرس می‌باشد، وردپرس بسیار کم‌حجم است، بارگذاری و نصب آن بسیار آسان است، در عین حال وردپرس به دلیل متن‌باز بودن بسیار قابل انعطاف است و تقریباً می‌توانید هرکاری که می‌خواهید با آن بکنید. وردپرس به فارسی هم ترجمه شده (۱۴) و این برای کاربرانی که به زبان انگلیسی تسلط چندانی ندارند بسیار سودمند است، در عین حال وردپرس اتاق‌های گفتگوی فعالی (۱۵) دارد که این به شما کمک می‌کند اگر به مشکلی برخوردید سوال‌تان را به راحتی بپرسید و همیشه کسی حاضر هست که جواب سوال شما را بدهد و مشکل‌تان را حل کند. در پایان این‌که وردپرس قالب‌های بسیار متنوعی برای فتوبلاگ دارد.</p>
<p>۴) صفحه‌های فتوبلاگ‌تان را زیاد سنگین نکنید، فتوبلاگ‌ها به دلیل ماهیت‌شان معمولاً حجم بالایی دارند و این برای کاربرانی که اینترنت پرسرعت ندارند (از جمله اکثر کاربران ایرانی) اصلاً خوب نیست و باعث می‌شود زمان طولانی‌ای منتظر بارگذاری صفحات بشوند و حال اگر خودتان هم صفحه‌ات فتوبلاگ را سنگین‌تر کنید و مثلاً تعداد زیادی عکس در یک صفحه بگذارید عملاً باعث می‌شوید دیگران از خیر دیدن عکس‌های شما بگذرند.</p>
<p>۵) از بارگذاری عکس‌های‌تان با سایز اصلی بپرهیزید، این کار علاوه بر سنگین شدن صفحه، عکس  و هنر شما را مجانی و به راحتی در اختیار دیگران می‌گذارد. هستند بسیار کسانی (خصوصاً در ایران) که اینترنت را جستجو می‌کنند و عکس‌ها را با سایز اصلی روی کامپیوتر شخصی‌شان ذخیره می‌کنند، بدون صرف هزینه‌ و متحمل‌شدن هیچ دردسری. به‌ترین کار این است که عکس‌تان را با انداز‌ه کوچک اپ‌لود کنید تا جلوی این دزدی‌های ناخواسته را بگیرید.</p>
<p>۶) روی عکس‌های‌تان واترمارک نگذارید، بسیاری عکاس‌ها واترمارک‌های بزرگ و رنگی دقیقاً وسط عکی‌های‌شان یا گوشه و کنار آن می‌گذارند. این کار درستی نیست و تنها باعث می‌شود ترکیب‌بندی عکس‌شان به‌هم‌بریزد. به‌ترین کار این است که گوشه عکس‌تان اسم خودتان را بیاورید و عکس را همان‌گونه که گفته شد با سایز کوچک اپ‌لود کنید.</p>
<p>۷) اراس‌اس یا فید را جدی بگیرید. ار‌اس‌اس در واقع خروجی خبر فتوبلاگ شماست (۱۶)، بدین شکل که هر وقت سایت شما به‌روز شود ار‌اس‌اس کسانی که مشترک ار‌اس‌اس شما هستند را خبر می‌کند. سایت‌هایی هستند مخصوص خواندن ار‌اس‌اس‌ها مثل گوگل‌ریدر یا بلاگ‌لاین. در این سایت‌ها خوانندگان بلاگ‌ها اراس‌اس بلاگ‌های موردعلاقه‌شان را وارد می‌کنند، چیزی شبیه مشترک مجله‌ها شدن، بدین ترتیب وقتی مجله‌ای منتشر می‌شود دیگر لازم نیست به کیوسک مطبوعات بروید و مجله را بخرید، وقتی هم بلاگی به روز می‌شود دیگر لازم نیست به خود سایت بروید بل‌که می‌توانید همه سایت‌ها و به‌روزرسانی‌های‌شان را توی اراس‌اس‌خوان خودتان بخوانید. در واقع ار‌اس‌اس یعنی مشترکان ثابت، خوانندگان همیشگی‌ای که همه مطالب شما را می‌خوانند. سایت‌های زیادی برای فعال سازی و استفاده بهینه از ار‌اس‌اس یا همان فیدها هستند، مهم‌ترین‌شان فیدبرنر است (۱۷). فیدبرنر تعداد مشترکان ار‌اس‌اس شما را به‌تان می‌گوید، آمار و ارقام مناسبی در اختیارتان می‌گذارد که به کمک آن‌ها می‌توانید بیابید چه تعداد خواننده دائمی دارید. ار‌اس‌اس را جدی بگیرید.</p>
<p>۸) از سایت‌هایی که آمار و ارقام بلاگ را در اختیارتان می‌گذارند استفاده کنید، به‌ترین‌شان گت‌کلیکی (۱۸) و گوگل‌آنالیتیکز (۱۹) هستند، کار با این سایت‌ها بسیار ساده است، شما بلاگ‌تان را به آن‌ها معرفی می‌کنید، کدی را در اختیارتان می‌گذارند که آن را وارد قالب بلاگ‌تان می‌کنید و سپس این سایت‌ها به شما می‌گویند چه تعداد بازدید کننده دارید، کشور و حتی شهر، نوع اینترنتی که استفاده می‌کنند، مرورگر اینترنتی‌شان، سیستم‌عامل کامپیوترشان، مدت زمانی که در سایت شما سپری کرده‌اند، تعداد کلیک‌هایی که در سایت‌تان کرده‌اند، سایت مبدا و&#8230; را در اختیارتان می‌گذارند. بدین ترتیب بعد از مدتی شما تعداد و نوع بیننده‌گان بلاگ‌تان را متوجه می‌شوید و خیلی به‌تر و راحت‌تر می‌توانید برای مخاطب هدف‌تان بنویسید، اصلاً نوع مخاطب‌تان را عوض کنید و&#8230;</p>
<p>۹) برای عکس‌های‌تان تگ (برچسب) بگذارید و آن‌ها را در کتگوری (دسته بندی)های مناسب قرار بدهید. این‌کار باعث می‌شود که موتورهای جستجو  به‌تر بفهمند عکس شما در مورد چیست و بدین ترتیب جستجوگران را به سایت شما رهنمون کنند. برای مثال اگر پرتره سیاه و سفیدی از یک پیرمرد روستایی گرفته‌اید تمام برچسب‌های مربوط مثل مرد پیرمرد سیاه و سفید پرتره و هم‌چنین نام روستا و شهر و استان و کشور و&#8230; را به فارسی و انگلیسی (وحتی اگر زبان دیگری بلدید به آن زبان) وارد کنید. این باعث می‌شود اگر کسی در قاره و کشور دیگری مثلاً‌ جستجو کند پیرمرد ایرانی به فتوبلاگ شما رهنمون شود. در عین حال تگ‌های خیلی خیلی زیاد و نامرتبط نگذارید، این‌کار باعث می‌شودمخاطب گم‌راه شود.</p>
<p>۱۰) برای عکس‌های‌تان توضیحات بگذارید، بسیاری عکاسان اعتقادی به این‌کار ندارند اما یک توضیح مناسب و مفید به خوبی می‌تواند عکس شما را به‌تر به مخاطب معرفی کند در عین حال در موتورهای جستجو به‌تر ایندکس می‌شود و خیلی به‌تر به جهانیان معرفی می‌شود. سعی کنید تا حد امکان توضیحات را به دو زبان فارسی و انگلیسی بنویسید.</p>
<p>۱۱)‌ سعی کنید همیشه به‌روز باشید، تاریخ آخرین عکس منتشر شده‌تان چند روز قبل باشد نه چند ماه قبل، چون در این صورت مخاطب را از دست خواهید داد. در عین حال سعی نکنید که هر روز یا حتی روزی چند مرتبه فتوبلاگ‌تان را به روز کنید، این کار در دراز مدت بسیار سخت و عذاب‌آور خواهد شد و در عین حال مخاطب‌تان (هرقدر هم که علاقه‌مند و مشتاق باشد) خسته خواهد شد.</p>
<p>۱۲) در کنار فتوبلاگ‌تان یک وب‌لاگ نوشتاری داشته باشید و در آن مطالب (تا حد ممکن) مرتبط به عکاسی بنویسید، سفرنامه‌ای از سفرهایی که رفته‌اید، گزارش و خبر از نمایش‌گاه‌ها، رویدادهای مربوط به عکاسی، دوربین‌ها و لنزهای جدید و&#8230; اما این مطالب را طولانی و سنگین ننویسید چرا که خوانندگان وب‌لاگ‌ها معمولاً کم‌حوصله هستند و مطالب عمیق و طولانی را نمی‌خوانند. در عین حال سعی کنید در همین نوشته‌های کوتاه چند عکس و لینک به سایت‌های دیگر بیاورید، هم‌چنین نوشته‌های مهم تر را به صورت برجسته (بولد) بیاورید. خوانندگان اینترنتی بسیار کم حوصله‌تر از آن‌چیزی هستند که فکر می‌کنید و در واقع نوشته‌ها را با چشم‌های‌شان اسکن می‌کنند تا این‌که بخوانند، بیش‌تر ‌مثل خوانندگان روزنامه‌ها در مقایسه با خوانندگان کتاب‌ها و مجلات.</p>
<p>۱۳) فتوبلاگ‌تان را به سایت‌های مربوط به فتوبلاگ‌ها معرفی کنید (۲۰)، سایت‌هایی هستند که فتوبلاگ‌ها را لینک می‌کنند، فتوبلاگ‌تان را به آن‌ها معرفی کنید، شاید کمی طول بکشد تا مدیران سایت فتوبلاگ شما را ببینند و آن را از لحاظ کیفی تایید کنند اما بعد از این انتظار فتوبلاگ شما هم در لیست این فتوبلاگ‌ها قرار می‌گیرد و این برای‌تان یک امتیاز مثبت تلقی می‌شود.</p>
<p>۱۴)‌ در وب‌لاگ‌تان تبلیغ بگذارید، سایت‌هایی هستند که تبلیغ‌ات (معمولاً مرتبط نوع بلاگ) را به شما می‌دهند و در ازای تعداد کلیک‌های روزانه به شما پول پرداخت می‌کنند، این مبالغ خیلی زیاد نیستند، خصوصاً در مورد ایران که پذیرفتن تبلیغ‌های خارجی بسیار سخت هم هست اما همین مبالغ کم حداقل می‌توانند هزینه‌های خود فتوبلاگ‌تان را تامین کنند و از این لحاظ دیگر هزینه‌ای روی دوش‌تان نخواهد بود.</p>
<p>۱۵) تمام وقت‌تان را روی یک بلاگ بگذارید، بسیاری هستند که چند بلاگ و فتوبلاگ مختلف دارند در عین حال در سایت‌های اشتراک عکس هم فعال هستند و&#8230; این امر تنها باعث می‌شود مخاطب‌ان شما چند دسته بشوند و وقت و انرژی شما روی چندجا شکسته شود.</p>
<p>۱۶) سعی کنید ظاهر وب‌لاگ‌تان کاربر پسند باشد، مثلاً خیلی‌ها رنگ زمینه نوشته‌های وب‌لاگ را سیاه انتخاب می‌کنند و با کوچک‌ترین اندازه قلم می‌نویسند، این امر تنها خواننده را از وب‌لاگ‌تان فراری می‌دهد. هرقدر ظاهر وب‌لاگ‌تان بیش‌تر کاربر پسند باشد وی وقت بیش‌تری را صرف مطالعه و دیدن عکس‌هایش می‌کند‌.</p>
<p>۱۷) سعی کنید وب‌لاگ‌تان را به‌ شکلی پویا طراحی کنید، یعنی از همه صفحات وب‌لاگ به صفحه اصلی لینک بدهید و حرکت و جستجو کردن در وب‌لاگ‌تان را ساده و راحت طراحی کنید. بعضی وب‌لاگ‌ها به شکلی طراحی شده‌اند که به سختی می‌توان به صفحات دیگر رفت، لینک‌های کوچک و ریز به صفحات دیگر خود بلاگ و تعداد زیادی لینک نامربوط و سردرگم‌کننده، این‌ها باعث گیج‌شدن بازدیدکننده می‌شود و وی وقت کم‌تری را صرف دیدن فتوبلاگ‌تان می‌کند زیرا احتمالاً‌ در صفحه‌ای از آن گم‌شده.</p>
<p>۱۸) از فلش در تبلیغات و لینک‌های فلش و بزرگ در وب‌لاگ استفاده نکنید. این ها همه صفحه وب‌لاگ را سنگین می‌کنند و باعث شلوغ شدن بیش از حد صفحه می‌شود. در عین حال تبیغات یا لینک‌باکس‌های زیاد فقط و فقط باعث پایین آمدن ارزش و اعتبار وب‌لاگ‌تان می‌شود.</p>
<p>۱۹) نظر دادن در مورد عکس‌ها و صفحات وب لاگ را تبدیل به کار راحتی بکنید، بعضی از بلاگرها صفحه و بخش نظر یا اصطلاحاً کامنت وب‌لاگ‌شان را بسیار پیچیده طراحی می‌کنند، بازدیدکننده مجبور است چند بار از این صفحه به صفحه‌های دیگر برود و فرم‌های مختلفی را پر کند، حتی بعضی بلاگرها بازدیدکننده را مجبور می‌کنند عضو وب‌لاگ شود تا بتواند در مورد عکس یا نوشته نظر بدهد. این‌کارها تنها بازدیدکننده را از نظر دادن پشیمان می‌کند. به‌ترین کار این است که زیر عکس یا نوشته فرم ساده‌ای حاوی نام و ای‌میل و آدرس صفحه وب (به صورت اختیاری) و بخشی برای نوشتن و ویرایش نظر قرار دهید تا بازدیدکننده به راحت‌ترین شکل ممکن نظرش را وارد کند.</p>
<p>۲۰) در آخر این‌که اگر قصد دارید فتوبلاگ (و کلاً وب‌لاگ) داشته باشید سعی کنید این‌کار را جدی بگیرید، حرفه‌ای بنویسید، روزانه هزارن هزار وب‌لاگ و فتوبلاگ به‌روز می شوند و حجم محتوای تولید شده به طرز غیرقابل‌باوری زیاد و رو به افزایش است. اگر نوشتارتان غیرحرفه‌ای باشد، اصول و قواعد صحیح نگارش را رعایت نکنید، خوب برای عکس‌ها و نوشته‌تان برچسب نگذارید، عکس‌های خوبی بارگذاری نکنید و&#8230; در درازمدت فتوبلاگ شما زیر خروار میلیون‌ها میلیون پست روزانه فتوبلاگ‌های دیگر به دست فراموشی سپرده می‌شود.</p>
<p>پانوشت:</p>
<p>۱-http://en.wikipedia.org/wiki/Justin_Hall</p>
<p>۲-http://en.wikipedia.org/wiki/Photoblog</p>
<p>۳-http://www.flickr.com</p>
<p>۴-http://www.picasaweb.google.com/home</p>
<p>۵-http://www.aminus3.com</p>
<p>۶-http://photo.net</p>
<p>۷-http://www.photoblog.com</p>
<p>۸-http://www.webphoto.ir</p>
<p>۹-http://www.akkasee.com</p>
<p>۱۰-http://en.wikipedia.org/wiki/Flickr#Getty_Images</p>
<p>۱۱-http://wordpress.org</p>
<p>۱۲-http://www.pixelpost.org</p>
<p>۱۳-http://www.movabletype.org</p>
<p>۱۴-http://wp-persian.com</p>
<p>۱۵-http://forum.wp-persian.com</p>
<p>۱۶-http://en.wikipedia.org/wiki/RSS</p>
<p>۱۷-http://feedburner.google.com</p>
<p>۱۸-http://getclicky.com</p>
<p>۱۹-http://www.google.com/analytics</p>
<p>۲۰-تعدادی از سایت‌های لیست‌کننده فتوبلاگ ها:</p>
<p>http://www.blogtoplist.com/photoblog</p>
<p>http://www.topblogarea.com/photo_blog</p>
<p>http://photos.vfxy.com</p>
<p>http://www.photolinks.com</p>
<p>http://www.photoblogs.ir</p>
<p>این مقاله طی دو بخش در شماره‌های ۸۸ و ۸۹ ماه‌نامه دوربین عکاسی به چاپ رسید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/10/27/%d9%81%d8%aa%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وی</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/10/25/%d9%88%db%8c/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/10/25/%d9%88%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 Jan 2011 16:36:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست‌نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[سبز است رنگ]]></category>
		<category><![CDATA[ندا]]></category>
		<category><![CDATA[ندا آقاسلطان]]></category>
		<category><![CDATA[وی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=259</guid>
		<description><![CDATA[ام‌روز دیدم یه نفر برای وال‌پیپر موبایلش عکس ندا آقاسلطان رو گذاشته، همون عکسی که که دیگه کشته شده و خونش ریخته روی آسفالت کف خیابون، برگشنتم به‌ش نگاه‌کردم و با خودم گفتم آصلاً به قیافه‌ش نمی‌خوره از این کارا بکنه، وقتی اونم منو نگاه کرد یه وی به‌ش نشون دادم، اونم با هر دوتا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ام‌روز دیدم یه نفر برای وال‌پیپر موبایلش عکس ندا آقاسلطان رو گذاشته، همون عکسی که که دیگه کشته شده و خونش ریخته روی آسفالت کف خیابون، برگشنتم به‌ش نگاه‌کردم و با خودم گفتم آصلاً به قیافه‌ش نمی‌خوره از این کارا بکنه، وقتی اونم منو نگاه کرد یه وی به‌ش نشون دادم، اونم با هر دوتا دستش وی نشون داد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/10/25/%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جام‌جهانی</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/19/%d8%ac%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/19/%d8%ac%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Jun 2010 16:50:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست‌نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[آرژانتین]]></category>
		<category><![CDATA[آلمان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[بازی]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[جام‌جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[خاطره]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=238</guid>
		<description><![CDATA[اولین جام‌جهانی‌ای که به یاد دارم جام جهانی نود بود. ایران در آن جام غایب بود، ایران در بازی‌های مقدماتی و در همان دور اول حذف شده لود، با وجود برد مقابل تایلند و بنگلادش مقابل چین باخت و در بازی آخر با وجود بر سه بر دو به دلیل تفاضل گل کم‌تر حذف شد. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>اولین جام‌جهانی‌ای که به یاد دارم جام جهانی نود بود. ایران در آن جام غایب بود، ایران در بازی‌های مقدماتی و در همان دور اول حذف شده لود، با وجود برد مقابل تایلند و بنگلادش مقابل چین باخت و در بازی آخر با وجود بر سه بر دو به دلیل تفاضل گل کم‌تر حذف شد. در مرحله بعد کره و امارات به عنوان نمایندگان آسیا بالا رفتند. در جام جهانی ایتالیا آلمان قهرمان شد،بعد از شانزده سال و بعد از دوبار نایب قهرمانی پیاپی. هم‌زمان با جام‌جهانی زلزله رودبار هزاران نفر را کشت، مارادونا گریان بازی‌ها را ترک کرد. آن‌موقع‌ها من خیلی بچه و کم سن و سال بودم و به درستی از چند و چون جام‌جهانی و تیم‌های شرکت کننده و.. اطلاع نداشتم. اما قهرمانی آلمان و ناراحتی طرفداران آرژانیتن را خوب به یاد دارم. بعدها وقتی بزرگ‌تر شدم فهمیدم آرژانتین چهار سال قبل قهرمان جام‌جهانی شده بود و اگر هم قهرمان نمی‌شد احتمالاً خیلی هم ناراحت‌کننده نبود. اما آلمان شرقی و غربی تازه متحد شده بودند و دیوار برلین فرو ریخته بود و هزاران آلمانی از شر کمونیسم خلاص شده بودند و قهرمانی در جام‌جهانی دقیقاً همان چیزی بود که این ملت برای تولدی دوباره نیاز داشت. جام‌جهانی نود ایتالیا خاطرات دیگری هم داشت، بازی آلمان و هلند در مرحله یک هشتم نهایی که در سن‌سیرو میلانو برگزار می‌شد و سه بازیکن اصلی تیم ملی آلمان (ماتئوس، کلینزمن و برمه) بازی‌کنان تیم اینترناسیوناله بودند و در طرف مقابل گولیت، ریکارد و کومان سه بازی‌کن اصلی هلند بودند که برای تیم میلان بازی می‌کردند. آن بازی را آلمان‌ها بردند و رودی فولر و فرانک ریکارد (که بعدها هر دو سرمربی‌های تیم کشورشانن هم شدند) اخراج شدند. آرژانتین مدافع عنوان قهرمانی با لشکری از ستاره‌ها وارد جام‌جهانی شدند اما در همان دیدار افتتاحیه مغلوب کامرون نه نفره شدند و به سختی به عنوان تیم سوم (در آن زمان جام جهانی با شرکت بیست و چهار تیم برگزار می‌شد و چهار تیم از شش تیم سوم گروه‌ها هم به دور بعد صعود می‌کردند). بازی‌های ضعیف آرژانتین در مراحل بعدی هم ادامه داشت و در بازی یک هشتم نهایی آرژانتین در حالی یک بر هیچ با گل دقایق پایانی کانی‌جیا برزیل را برد که برزیل تمام دقایق بازی سراپا حمله بود و به هیچ عنوان مستحق این شکست و حذف زودهنگام نبود. آرژانتین دو بازی بعدی خود را در ضربات پنالتی برد و در دیدار فینال مغلوب گل دقایق پایانی آلمان‌ها شد، گلی که از روی نقطه پنالتی به ثمر رسید در حالی که درست لحظاتی قبل از آن هم‌چون صحنه‌ای برای آرژانتینی‌ها و در محوطه جریمه آلمان رخ داده بود ولی داور اعتقادی به پنالتی نداشت. کلمبیایی‌ها با رنه هیگوئیتا و لگد عقرب معروف‌ش چشم‌ها را خیره کردند اما خیلی زود توسط کامرون حذف شدند، کامرونی‌های‌ای با رژه میلا همگان را مبهوت کردند و در آستانه صعود به نیمه‌نهایی هم بودند که بی‌تجربگی کار دست‌شان داد و انگلیسی‌ها صعود کردند تا خود مغلوب آلمان قهرمان شوند.</p>
<p>جام جهانی بعدی برای من جام‌جهانی نود و چهار بود. جام‌جهانی‌ای که بازی‌های مقدماتی‌اش را خوب به یاد دارم. ایران در مرحله اول با میانمار، سوریه، تایوان و عمان هم‌گروه بود. میانمار از بازی‌ها انصراف داد و ایران با سه برد و سه تساوی به عنوان تیم اول از گروه خود صعود کرد و در دور دوم با پنج تیم دیگر آسیایی هم‌گروه شد. عابدزاده که دروازه‌بان اصلی تیم ملی بود مصدوم شده بود و غلام‌پور جایش را گرفته بود. غلام‌پوری که اصلاً آماده نبود و ظاهراً در اردوی ایران هم کسی به فکر آماده کردنش نبود. ایران در بازی‌ها یکی در میان بازی‌های خود را باخت و برد. اول به کره‌جنوبی باخت (سه بر هیچ با گل‌های مفتضحانه‌ای که غلام‌پور ناآماده خورد) و بعد ژاپن را برد، بعد به عراق باخت و بعد کره شمالی را برد و در بازی آخر چهار بر سه مغلوب عربستان شد. ایران تا آخرین دقایق چهار بر دو عقب بود و مهدی فنونی‌زاده از فاصله دور شوت سرکشی زد تا ایران با حداقل اختلاف ببازد. اما این گل هم سودی نداشت و ایران بین شش تیم پنجم شد تا ما مثل عاشقی که به عروسی معشوق‌اش دعوت شده باشد شاهد هنرنمایی عربستان و کره باشیم. این در حالی‌ست که در دیگر بازی روز آخر ژاپن در وقت‌های تلف شده از عراق گل مساوی را خورد و از حضور در جام‌جهانی محروم شد تا چهار سال بعد به عنوان میزبان اولین و تنها تیم تاریخ جام‌جهانی باشد که بدون حتی یک دقیقه حضور در جام‌جهانی میزبانی این جام را به دست آورده باشد. چهره‌ مبهوت و متحیر حاج‌رضایی و پروین و&#8230; را روی نیم‌کت ایران در آن بازی‌ها به خوبی به یاد دارم، بازی‌های که با افول خیلی بازی‌کن‌های قدیمی هم‌راه بود اما نام علی دایی ستاره سال‌های بعد فوتبال ایران همان موقع سر زبان‌ها افتاد.<br />
خود جام‌جهانی اما چندان برایم خاطره‌ای ندارد. بازی‌ها اکثراً نیمه‌شب برگزار می‌شدند و تعدادی‌شان هم با امتحان‌های ثلث سوم آن موقع ما هم‌زمان بودند، خیلی کم بازی‌ها را دیدم و الان فکر می‌کنم هیچ‌چیز خاصی هم از دست ندادم چرا که کم‌تر بازی زیبا و خاطره‌انگیزی در آن جام‌جهانی انجام شد. بیش‌تر خاطرات هم برای من تلخ بودند، حذف زود هنگام تیم ملی محبوب من (آلمان) آن‌هم در مرحله یک چهارم نهایی در حال که در سه دوره گذشته آلمان همیشه یک‌پای فینال بوده، قتل آندرس اسکوبار مدافع تیم ملی کلمبیا نزدیک خانه‌اش (اسکوبار فقط بیست و هفت سال سن داشت) آن‌هم به خاطر یک گل به خودی‌ای که هواداران کلمبیا معتقد بودند باعث حذف زودهنگام کلمبیا شد، کلمبیای‌ای که هوادارنش منتظر قهرمانی‌اش بودند اما حتی از گروه‌اش هم نتوانست بالا بیاید، محرومیت مارادونا که باعث شد آرژانتین در همان مرحله یک هشتم نهایی حذف شود، آرژانتینی که باز هم با انبوهی از ستاره‌ها پا به میدان گذاشته بود ولی به زحمت و به عنوان تیم سوم از گروه خود صعود کرد. اما این جام‌جهانی فقط خاطرات تلخ نبود، درخشش آسیای‌ها که با صعود عربستان به دور بعد و تساوی کره با اسپانیا و بولیوی هم‌راه بود (حتم دارم اگر فوتبال به جای نود دقیقه صد دقیقه بود تیم جوان و پرطراوت کره لشکر پیرمردهای خسته آلمان را در گرمای دالاس تگزاس به زانو درمی‌آورد)، بازی‌ زیبای موطلایی‌های سوئدی و ستاره‌های رومانی و بلغارستان و در پایان نخستین جام‌جهانی‌ای که قهرمانش را با ضربات پنالتی شناخت و اشک‌های ستاره‌های ایتالیا.</p>
<p>جام‌جهانی بعدی جام‌جهانی نود و هشت فرانسه بود. جام‌جهانی‌ای که ایران را هم با خود داشت. بعد از بیست سال، ایرانی که با یک سفر به دور کره زمین و انجام دادن چندین بازی حذفی و اضافه و خون‌دل خوردن بسیار و حرص دادن هواداران‌اش (شکست دو در برابر قطر و باخت به ژاپن و تساوی‌ با عربستان و کویت در تهران و&#8230;)  و عوض کردن مربی بالاخره توانست در یک بازی حماسی و به یاد ماندنی استرالیا را حذف کند، استرالیای‌ای که البته باید به جام‌جهانی می‌رفت و آن‌که نباید می‌رفت عربستان بود. بعد از صعود هم ایران باز مربی‌اش را عوض کرد و بعدتر باز هم این‌کار را کرد و هوادارانش را باز هم حرص داد. مساوی با کویت در تهران و شکست برابر نیجریه و کرواسی و مجارستان (در تهران) و از همه بدتر شکست تحقیرآمیز برابر تیم آ.س. رم ایتالیا.<br />
خود جام‌جهانی اما پر از خاطره و حاشیه و بازی‌های دوست‌داشتنی بود. به غیر از برد دل‌پذیر ایران برابر آمریکا (در حالی که آمریکا از ابتدای بازی سراپا حمله بود و چند بار توپ را به تیرک دروازه ایران زد)، بازی ایران یوگسلاوی هم بود که در ابتدای جام همه از هیبت تیم یوگسلاوی می‌گفتند اما بعدتر معلوم شد یوگسلاوی طبل توخالی‌ای بیش نبود و اگر تیم ایران کمی اعتماد به نفس داشت و اگر نکیسا در هنگام ضربه آزاد سینیشا میهایلوویچ در جای‌گیری اشتباه نمی‌کرد چه بسا که حتی ایران بازی را می‌توانست ببرد، البته باخت به آلمان کاملاً قابل‌انتظار بود، آن‌هم آلمانی که اگر بازی‌اش را نمی‌برد از گروه‌اش صعود نمی‌کرد.<br />
سایر بازی‌های آن‌جام‌جهانی هم خاطره‌انگیز بودند، بازی افتتاحیه که از صمیم قلب دوست داشتم اسکاتلند برزیل را ببرد (اتفاقی که نیفتاد)، اشک‌های بازی‌کنان مراکش که بعد از برد سه بر هیچ برابر اسکاتلند در فکر صعود بودند اما با خبر شدند که نروژ برزیل را در آخرین دقایق با یک پنالتی مشکوک مغلوب کرده، حذف اسپانیا در همان دور اول، در حالی که با امیدواری فراوانی پای به فرانسه گذاشته بود، شکست‌های سنگین نمایندگان آسیا (پنج بر هیچ کره برابر هلند، چهار بر هیچ عربستان برابر فرانسه و پنج بر هیچ ژاپن برابر آرژانتین)، بازی‌های با طراوات تیم ملی انگلستان که در مرحله یک هشتم نهایی به سد آرژانتین خوردند و در حالی که ده نفره شده بودند (دیه‌گو سیمئونه با حرکتش موجبات اخراج دیوید بکهام را فراهم کرد) صد و بیست دقیقه مقاومت کردند و در پایان در ضربات پنالتی مغلوب آرژانتین شدند، آرژانتینی که در دور بعد هم باز توانست حریفش (هلند) را ده نفره کند اما این‌بار هلندی‌ها هم آرژانتین را ده نفره کردند و در دقایق پایانی دنیس برگ‌کمپ کار آرژانتین را تمام کرد تا آن‌ها باز هم دست خالی به خانه برگدند، بازی‌های زیبای دانمارک که نیجریه را چهار بر هیچ مغلوب کرد و در برابر برزیل هم بازی خوبی انجام داد، شکست مفتضحانه آلمان برابر کرواسی که باعث نزول تیم ملی آلمان شد (نزولی که به نظر من با وجود دو نایب قهرمانی در جهان و اروپا هنوز هم ادامه دارد)، مقاومت صد و شانزده دقیقه‌ای پاراگوئه برابر فرانسه و در پایان قهرمانی فرانسه که بعد از انگلستان (در جام جهانی شصت و شش) تنها کشور غیر از برزیل٬ ایتالیا، آلمان، آرژانتین و اروگوئه بود که قهرمان شد (اگر دو قهرمانی اروگوئه در جام‌های‌جهانی سی و پنجاه را کنار بگذاریم قهرمانی هم‌واره بین چهار کشور برزیل، ایتالیا، آلمان و آرژانتین دست به دست شده به جر دو دوره شصت و شش و نود و هشت).</p>
<p>جام‌جهانی دو هزار و دو کره و ژاپن جام‌جهانی بعدی‌ست، جامی که باز هم ایران در آن غایب بود، ایرانی که نتوانست از پس بحرین بربیاید و بعد از پیروزی مقابل امارات مجبور شد در دو دیدار رفت و برگشت به مقابل ایرلند برود. خوب یادم هست که وقتی ایران بازی برگشت را یک بر هیچ برد و به خاطر شکست دو بر هیچ در بازی رفت حذف شد، گوینده اخبار ورزشی شبکه سه آن‌چنان گفت که ایران اولین شکست (بعد از نمی‌دانم چند بازی) را به ایرلند تحمیل کرده که انگار ایران قهرمان جام‌جهانی شده.<br />
جام‌جهانی دو هزار و دو جام‌جهانی مزخرفی بود، به تمام‌معنا، هلند اصلاً صعود نکرده بود، در هنگام گروه‌بندی کره و ژاپن تیم‌های درجه یک شناخته شده بودند (در حالی که تا پیش از آن حتی یک بازی را در جام‌جهانی نبرده بودند) و بدین ترتیب انگلستان (با سابقه یک بار قهرمانی) و پرتغال، سوئد و کرواسی با سابقه حضور در نیمه‌نهایی تیم‌های درجه دو شده بودند، بسیاری از بازی‌ها در استادیوم‌های خالی از تماشاگر برگزار شدند، با وجود درخشش نسبی کره و ژاپن دو تیم دیگر آسیایی (عربستان و چین) بسیار ضعیف بودند و حتی نتوانستند یک گل به رقبای‌شان بزنند و همه بازی‌های‌شان را با اختلاف گل بالا باختند (از جمله شکست هشت بر هیچ عربستان برابر آلمان که فکر کنم سنگین‌ترین باخت تاریخ جام‌جهانی باشد)، ترکیه تیمی که بعد از چهل و هشت سال به جام جهانی رسیده بود با قرعه‌ای بسیار آسان یکی بعد از دیگری رقبای ضعیف خویش (کاستاریکا، چین، ژاپن، سنگال و کره‌) را از پیش‌روی برداشت و سوم شد و تنها دو بار در برابر برزیل بازی کرد و هر دوبار را هم باخت، آرژانتین با لشکر دیگری از ستاره‌ها (فکر می‌کنم آرژانتین آن‌قدر بازی‌کن خوب دارد که می‌تواند برای هر جام‌جهانی دو تیم کامل را روانه جام کند، اما همیشه خیلی ضعیف‌تر از حد انتظار ظاهر می‌شود) در همان دور اول و تنها با دو گل زده (و البته دو گل خورده) حذف شد، فرانسه که مدافع عنوان قهرمانی بود در همان دور اول بدون حتی یک گل زده و با دو باخت و یک مساوی به طرز حقیرانه‌ای حذف شد، کره به طرز ناجوان‌مردانه‌ای برابر اسپانیا پیروز شد، ایتالیا خیلی ابلهانه مغلوب کره شد و&#8230; اما این جام‌جهانی اندک خاطرات خوبی هم داشت، بازی‌های زیبای آمریکا که در حالی‌که دور قبل با سه باخت حذف شده بود این‌بار تا مرحله یک چهارم نهایی بالا آمد تا درس خوبی به مسئولان فدراسیون فوتبال ایران بدهد، برزیل در یک بازی به یاد ماندنی انگلستان را مغلوب کرد و آلمان بعد از سال‌ها دوباره به فینال رسید و البته مغلوب شد</p>
<p>جام‌جهانی بعدی جام‌جهانی دو هزار و شش آلمان بود. ایران این بار حاضر بود، این‌بار برخلاف همیشه نسبتاً بی‌دردسر صعود کرده بود، این‌بار هم قرعه نسبتاً آسانی داشت و این‌بار هم مثل جام نود و هشت با بازی‌های نسبتاً ضعیف در همان دور اول حدف شد، با تنها دو گل زده (که آن‌هم دو مدافع زدند) و شش گل خورده. بعد از جام‌جهانی هم رئیس احمق سازمان تربیت بدنی رئیس فدراسیون فوتبال را در حالی اخراج کرد که وی خودش قبلاً گفته بود بعد از جام‌جهانی استعفا می‌دهد، بدین ترتیب ایران برای ماه ها در محاق محرومیت و جریمه فرو رفت، فوتبال ایران افول کرد و تیم ملی ایران مرتباً مربی عوض کرد، در جام ملت‌های آسیا حذف شد، به جام جهانی دوهزار و ده نرسید، در رده بندی فیفا مرتباً پایین رفت و&#8230;<br />
این جام‌جهانی اما کمی به‌تر از قبلی بود، دیگر تیم‌های آسیایی درجه یک شناخته نشدند، هلند در جام بود و با آرژانتین هم‌گروه بود و خیلی زود و راحت‌هم حذف شد، آرژانتین از گروه‌اش بالا آمد و&#8230; این جام بازی‌های خاطره‌انگیزی هم داشت، پرتغال قدرتمند انگلستان و هلند را حذف کرد، سوئیس بدون حتی یک گل خورده از جام کنار رفت، یوگسلاوی عملاً له شد، اوکراین در اولین حضورش در جام جهانی نمایش زیبایی داشت، استرالیا در حالی مغلوب ایتالیا شد که ضربه پنالتی‌ای که باعث گل برتری ایتالی و حذف استرالیا شد اصلاً درست نبود، فرانسه بر عکس دور قبل خوب بازی کرد و اسپانیا و برزیل را حذف کرد، انگلستان مثل همیشه (دو هزار و دو، نود هشت، نود و&#8230;) در ضربات پنالتی مغلوب شد، آرژانتین مثل همیشه ضعیف‌تر از چیزی که به نظر می‌رسید ظاهر شد و در ضربات پنالتی مغلوب آلمان شد، برای اولین بار بعد از جام هشتاد و دو هر چهار تیم حاضر در نیمه‌نهایی اروپایی بودند، بازی آلمان ایتالیا را خوب به یاد دارم که آلمان در آخرین دقایق وقت‌های اضافه مغلوب شد. در فینال سرنوشت بازهم به ضربات پنالتی سپرده شد و فرانسه باخت تا ایتالیا انتقام همه باخت‌های قبلی‌اش در مقابل فرانسه را یک‌جا بگیرد.</p>
<p>این جام‌جهانی که تا ساعاتی دیگر شروع می‌شود ششمین جام‌جهانی‌ای‌ست که من می‌بینم، نمی‌دانم کی قهرمان می‌شود، اما فکر می‌کنم این‌بار نوبت یک تیم از آمریکای جنوبی‌ست، آرژانتین یا برزیل، چرا که از جام شصت دو به این طرف قهرمانی یکی در میان به تیم‌های اروپایی و آمریکای جنوبی رسیده و این‌دوره نوبت آمریکای لاتین است. از صمیم قلب امیدوارم آرژانتین به سومین ستاره روی پیراهن‌اش برسد، شانسی برای تیم محبوبم (آلمان) متصور نیستم و بر خلاف همه هیاهوها بعید می‌دانم ایتالیا و اسپانیا به جایی برسند. پس می‌ماند آرژانتین و برزیل.</p>
<p>چند جام جهانی دیگر را خواهم دید؟ جام جهانی دوهزار و سی یا دوهزار و پنجاه را خواهم دید؟ بازی بازی‌کنانی که هنوز به دنیا نیامده‌اند را خواهم دید؟ قهرمانی تیمی غیر از این قهرمان‌های همیشگی را خواهم دید؟ بازی فینالی خواهد بود که من از نزدیک و در خود ورزش‌گاه ببینمش؟ ایران را در مراحل حذفی خواهم دید؟ نمی‌دانم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/19/%d8%ac%d8%a7%d9%85%e2%80%8c%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوش‌بینی</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/14/%d8%ae%d9%88%d8%b4%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/14/%d8%ae%d9%88%d8%b4%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Jun 2010 10:49:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست‌نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[بدبینی]]></category>
		<category><![CDATA[خوش‌بینی]]></category>
		<category><![CDATA[قدیمی]]></category>
		<category><![CDATA[گنجشک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=78</guid>
		<description><![CDATA[خوش‌بینی یعنی چی؟ یعنی این‌که اگر داشتی توی خیابان راه می‌رفتی و یک گنجشک ریقو رید روی سرت، اصلاً ناراحت نشوی؛ بل‌که آن کله سیاه پر شوره‌ات را بالا بگیری و بگویی خدا را شکر که گاوها پرواز نمی‌کنند.
با این حساب من اصلا آدم خوش‌بینی نیستم… چون انتظار ندارم گاوها پرواز کنند و از پرواز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>خوش‌بینی یعنی چی؟ یعنی این‌که اگر داشتی توی خیابان راه می‌رفتی و یک گنجشک ریقو رید روی سرت، اصلاً ناراحت نشوی؛ بل‌که آن کله سیاه پر شوره‌ات را بالا بگیری و بگویی خدا را شکر که گاوها پرواز نمی‌کنند.<br />
با این حساب من اصلا آدم خوش‌بینی نیستم… چون انتظار ندارم گاوها پرواز کنند و از پرواز نکردن‌شان هم خوش‌حال نمی‌شوم. اگر دنیا جوری بود که گاوها پرواز می‌کردند می‌گفتم تف تو این دنیا… چون در آن صورت اگر یک گاو از آن بالا می‌رید روی سرم باید اصلاً ناراحت نمی‌شدم و می‌گفتم خدا را شکر که فیل‌ها پرواز نمی‌کنند، و اگر فیل‌ها پرواز می‌کردند باید می‌گفتم خدا را شکر که نهنگ‌ها پرواز نمی‌کنند.<br />
آره با این حساب من اصلاً آدم خوش‌بینی نیستم… چون اگر یک گنجشک فسقلی از آن بالا رید روی سرم، من سرم را بالا می‌گیرم و می‌گویم «آخه ریقوی نامرد. این‌همه جا تو باید زرتی بیایی بالا سر من؟ شانسه که ما داریم؟ حالا سی ثانیه خودت رو نگه می‌داشتی، چی می‌شد؟ ریقو» البته می‌دانم که آن اصلاً این حرف حالی‌اش نمی‌شود و همان لحظه‌ای که کارش را کرد برای خودش پرواز می‌کند و می‌رود پی زندگی‌اش.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/14/%d8%ae%d9%88%d8%b4%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دویست و سی و سه</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d9%87/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Jun 2010 10:38:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست‌نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=233</guid>
		<description><![CDATA[قبلاً هم این‌جا بوده‌ام، قبلاً هم این‌کارها را کرده‌ام. قبلاً هم این‌ها را گفته‌ام؛ این‌ها همه تکراری هستند از هر آن‌چه که بوده.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>قبلاً هم این‌جا بوده‌ام، قبلاً هم این‌کارها را کرده‌ام. قبلاً هم این‌ها را گفته‌ام؛ این‌ها همه تکراری هستند از هر آن‌چه که بوده.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/03/14/%d8%af%d9%88%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پژواک‌ها</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/27/%d9%be%da%98%d9%88%d8%a7%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/27/%d9%be%da%98%d9%88%d8%a7%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 16 Apr 2010 16:19:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[ترجمه]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[دفتر سبز سیاه شعرهایم]]></category>
		<category><![CDATA[نوستالژی]]></category>
		<category><![CDATA[پژواک‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[پینک فلوید]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=71</guid>
		<description><![CDATA[

۷ سال پیش این شعر که متن آهنگ “پژواک‌ها” از گروه پینک فلوید است را ترجمه کردم و حالا هم این‌جا می‌گذارم‌ش. با همان مقدمه‌ای که همان موقع نوشتم:
به عنوان مقدمه: پژواک‌ها به نظرم شاعرانه‌ترین شعر گروه مورد علاقه‌ام یعنی پینک فلوید است. آن‌قدر شاعرانه که دل‌م می‌خواهد خودم ترجمه‌اش کنم تا توی این دفتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<p>۷ سال پیش این شعر که متن آهنگ “پژواک‌ها” از گروه پینک فلوید است را ترجمه کردم و حالا هم این‌جا می‌گذارم‌ش. با همان مقدمه‌ای که همان موقع نوشتم:</p>
<p>به عنوان مقدمه: پژواک‌ها به نظرم شاعرانه‌ترین شعر گروه مورد علاقه‌ام یعنی پینک فلوید است. آن‌قدر شاعرانه که دل‌م می‌خواهد خودم ترجمه‌اش کنم تا توی این دفتر باشد و کلاس دفتر شعرم را بالا ببرد. این شعر را هر چهار مرد پینک فلوید با هم نوشته‌اند و آهنگ‌ش هم یکی از زیباترین و توهم‌زاترین آهنگ‌هایی‌ست که شنیده‌ام. این شعر نباید جزو شعرهای‌م باشد اما می‌نویسم و زیرش را هم امضا می‌کنم چون اولین اثر و نوشته‌ای‌ست که به تنهایی از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده‌ام. به امید که روزی شعرهایی مانند این را خودم بنویسم و آهنگ‌هایی مانند این بسازم، به‌ترینی که شنیده‌ام است این:</p>
<p>بر فراز مرغ دریایی بی‌حرکت در هوا معلق است<br />
و در زیر اعماق امواج غلطان در هزارتوهای غارهای مرجانی<br />
انعکاس موجی دور به نرمی از روی ماسه می‌آید<br />
و همه چیز سبز است و تازه و زیر دریا<br />
و هیچ‌کس خشکی را به ما نشان نداد<br />
و هیچ‌کس کجاها را و چراها را نمی‌داند<br />
اما چیزی خیره می‌شود و چیزی تلاش می‌کند<br />
و شروع می‌کند به بالا آمدن به سمت نور</p>
<p>غریبه‌ها در خیابان می‌گذرند با خوش‌شانسی دو نگاه جدا به هم برخورد می‌کنند<br />
و من تو هستم و آن‌چه می‌بینم من است<br />
و آیا باید دست‌ت را بگیرم و از میان خشکی رهنمونت شوم؟<br />
و کمکم کن که تا به‌ترینی که می‌توانم بفهمم<br />
و هیچ‌کس ما را به خشکی فرانمی‌خواند<br />
و هیچ‌کس به زور چشم‌های‌مان را به پایین نمی‌راند<br />
و هیچ‌کس حرف نمی‌زند و هیچ‌کس تلاش نمی‌کند<br />
و هیچ‌کس برگرد خورشید پرواز نمی‌کند</p>
<p>حالا این روزی‌ست که بر چشم‌های بیدار من فرو می‌افتی<br />
مرا دعوت می‌کنی و برمی‌انگیزی به برخواستن<br />
و از میان پنجره درون دیوار بر بال‌های اشعه خورشید<br />
هزاران هزار سفیر درخشان بامدادی می‌آیند به درون<br />
و هیچ‌کس برایم لالایی نمی‌خواند<br />
و هیچ‌کس مجبورم نمی‌کند چشم‌های‌م را ببندم<br />
پس پنجره‌ها را باز می‌گشایم<br />
و از میان آسمان‌ها می‌خوانمت</p>
<p>۱۳۸۲/۱/۱۲<br />
وحبد رحمانیان</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/27/%d9%be%da%98%d9%88%d8%a7%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زیبایی ایرانی؟</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/26/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%9f/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/26/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%9f/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Apr 2010 18:08:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست‌نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[آرایش]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکایی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانی]]></category>
		<category><![CDATA[دختر]]></category>
		<category><![CDATA[دماغ‌های عمل شده]]></category>
		<category><![CDATA[زن]]></category>
		<category><![CDATA[زیبا]]></category>
		<category><![CDATA[زیبا؟]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[فرانسوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=227</guid>
		<description><![CDATA[می‌گن دخترهای ایرانی زیباترین هستن، هوم&#8230; خب شاید راست بگن اما باید دید دخترای ایرانی بدون وسایل آرایش فرانسوی و علم جراحی آمریکایی و لباس‌های چینی / اروپایی باز هم زیباترین هستن؟ یا مثل زنان عهد قاجار می‌شن؟
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>می‌گن دخترهای ایرانی زیباترین هستن، هوم&#8230; خب شاید راست بگن اما باید دید دخترای ایرانی بدون وسایل آرایش فرانسوی و علم جراحی آمریکایی و لباس‌های چینی / اروپایی باز هم زیباترین هستن؟ یا مثل زنان عهد قاجار می‌شن؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/26/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نوستالژی از نوع اول</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/23/%d9%86%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84%da%98%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d9%88%d9%84/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/23/%d9%86%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84%da%98%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 22:52:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[دست‌نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[بازی]]></category>
		<category><![CDATA[علاالدین]]></category>
		<category><![CDATA[فوت‌بال]]></category>
		<category><![CDATA[فیفا]]></category>
		<category><![CDATA[نوستالژی]]></category>
		<category><![CDATA[پرینس]]></category>
		<category><![CDATA[کامپیوتر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=91</guid>
		<description><![CDATA[کسی بازی فیفا ۹۴ را بازی کرده؟ کسی آن را یادش هست؟ کسی بازی علاالدین را از روی ۵تا فلاپی کپی کرده؟ کسی از کیفیت پرینس دو (در مقایسه با پرینس یک) شگفت‌‌زده شده؟ کسی ولف‌اشتاین تری‌دی را بازی کرده؟ کسی نوستالژی این‌ها را دارد؟
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کسی بازی فیفا ۹۴ را بازی کرده؟ کسی آن را یادش هست؟ کسی بازی علاالدین را از روی ۵تا فلاپی کپی کرده؟ کسی از کیفیت پرینس دو (در مقایسه با پرینس یک) شگفت‌‌زده شده؟ کسی ولف‌اشتاین تری‌دی را بازی کرده؟ کسی نوستالژی این‌ها را دارد؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/23/%d9%86%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84%da%98%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نورا</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/22/%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/22/%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 12:28:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان کوتاه]]></category>
		<category><![CDATA[دست‌نوشته]]></category>
		<category><![CDATA[داستان واقعی]]></category>
		<category><![CDATA[دختر لوس]]></category>
		<category><![CDATA[عروسک]]></category>
		<category><![CDATA[نورا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=43</guid>
		<description><![CDATA[یه دختری بود که اسمش&#8230; هوم خب چه فرقی می‌کنه که اسمش چی بود؟ پریسا، مریم، نازنین، کیانا، آزاده یا هر اسم دیگه‌ای&#8230; این مهرنوش خانم ما یه عروسکی داشت که اسمش نورا بود. شیوا نورا رو خیلی دوست داشت، خیلی خیلی، عروسک قشنگی نبود، از اینایی بود که با پارچه درست کرده بودن و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یه دختری بود که اسمش&#8230; هوم خب چه فرقی می‌کنه که اسمش چی بود؟ پریسا، مریم، نازنین، کیانا، آزاده یا هر اسم دیگه‌ای&#8230; این مهرنوش خانم ما یه عروسکی داشت که اسمش نورا بود. شیوا نورا رو خیلی دوست داشت، خیلی خیلی، عروسک قشنگی نبود، از اینایی بود که با پارچه درست کرده بودن و توش رو پر پنبه کرده بودن و حتی می‌شه گفت زشت و بدرنگ و کثیف هم بود اما شهرزاد دوستش داشت دیگه. این شیما خانم ما غیر از این که نورا رو خیلی دوست داشت خیلی هم لوس بود. یه روز مامان آناهیتا وقتی که داشت اتاق این دختر کوچولوش رو تمیز می‌کرد این عروسک کثیف رو دید و و با خودش گفت این چه عروسکیه که دختر من داره و باهاش بازی می‌کنه؟ اونم بهار که این‌همه عروسک و اسباب بازی خوش‌گل و خوب داره، به‌تره این رو بندازم دور. حالا من مطمئن نیستم شایدم یه چیز دیگه با خودش فکر کرد و گفت اما اونم یه چیزی شبیه همین بوده دیگه، نبوده؟ القصه&#8230; فرانک اومد تو اتاقش و فوری دید نورای خوب و خوش‌گلش نیست، این‌ور رو گشت، اون‌ور رو گشت، دید نورا نیست. فوری رفت پیش مامانش، مامان نورا نیست. نورا کدوم بود؟ همون عروسک کثیفه؟ من انداختمش دور. گل‌نوش گفت چی؟ یعنی تقریبن جیغ زد چی؟ انداختیش دور؟ چرا؟ واسه چی&#8230; هق‌هق&#8230; من نورا رو خیلی دوست داشتم&#8230; هق‌هق&#8230; گریه نکن  زهرا، نورا دیگه کهنه و کثیف و زشت شده بود&#8230; نه ولی &#8230; فین‌فین&#8230; من دوستش&#8230; هق‌هق&#8230; داشتم. ولی جلوه نورا اصلن خوش‌گل نبود، خیلی هم کهنه شده بود، بیا تو بغل مامانی سحر&#8230; من&#8230; هق‌هق&#8230; من نورا رو می‌خوام، بغل تو رو نمی‌خوام. ولی تو که این‌همه عروسک‌های خوب و خوش‌گل دیگه داری&#8230; ولی نورا&#8230; هق‌هق&#8230; هیشکی&#8230; فین‌فین&#8230; مثل نورا نبود. من نورا رو می‌خوام. مهسا این‌قدر گریه نکن، دیگه نورا رو دور انداختم، الان دیگه رفته. جیغ&#8230; هق‌هق&#8230; نورا. وای مرجانه سرم رفت. خب یکی دیگه برات درست می‌کنم عین همون، تازه تمیزتر و نوتر هم هست. اما من عروسک تمیز و نو نمی‌خوام، من&#8230; هق‌هق&#8230; نورای خودم رو&#8230; فین‌فین&#8230; می‌خوام. خب حالا که دیگه کاری نمی‌شه کرد، یا باید یکی دیگه درست کنم، یا این‌که&#8230; جیغ&#8230; نورا.<br />
بله&#8230; مامان شقایق خیلی اصرار کرد اما نیلوفر که اصلن این حرفا حالیش نمی‌شد. الا و للا نورا. آخرش بعد از ساعت‌ها بحث و جدل و جنگ بین سمانه از یه طرف و مامانش و خواهرهای بزرگش از طرف دیگه، سارا قبول کرد که یه دونه دیگه عین نورا با همون لباس و همون شکل و قیافه درست کنن و هی کثیفش کنن تا بیش‌تر شکل نورا بشه.<br />
چقدر نورا خوش‌گل بود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/22/%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حقه</title>
		<link>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/22/%d8%ad%d9%82%d9%87/</link>
		<comments>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/22/%d8%ad%d9%82%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 04:58:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Vahid Rahmanian</dc:creator>
				<category><![CDATA[مثلاً مینیمال]]></category>
		<category><![CDATA[حقه]]></category>
		<category><![CDATA[سرکاری]]></category>
		<category><![CDATA[مسخره‌بازی]]></category>
		<category><![CDATA[می‌نی‌مال]]></category>
		<category><![CDATA[چه قدر از این وب‌لاگ‌های می‌نی‌مال بدم میاد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://fa.vahidrahmanian.net/?p=47</guid>
		<description><![CDATA[حقه زنده موندن نفس کشیدنه، پس تا می‌تونی نفس بکش، وگرنه می‌میری.
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حقه زنده موندن نفس کشیدنه، پس تا می‌تونی نفس بکش، وگرنه می‌میری.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://fa.vahidrahmanian.net/1389/01/22/%d8%ad%d9%82%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

